در مبحث پیشین به طور خلاصه و در حکم مقدمه، به بیگانگی زن از جنسیت خود و عواقب آن پرداختیم. ا ینک فراتر از مقدمه به مبحث اصلی، یعنی بحث بیگانگی انسان از کار و همزمان به بیگانگی جنسیتی از کار می پردازیم و در نهایت بحث اصلی را دنبال کرده و چرایی، چیستی و چگونگی آنرا واکاوی می کنیم. فعلاً در این مقاله- که در دو بخش ارایه می شود- به جنبه بیگانگی از کار می پردازیم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 20:14  توسط سیاوش خدایی
|
هر آنچه محصول است و به مصرف میرسد ارزش مصرفی دارد. بنابراین محصول، ارزش مصرفی ایجاد می کند. درباره انسان نه فقط محصولاتی که تولید می کند، که وجودش نیز محصول در اختیار اوست و با این حساب از دستان او گرفته تا نیروی کار و عقلش برای او ارزش مصرفی دارد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 19:55  توسط سیاوش خدایی
|
انسان زمانی "وجود" دارد که هستی داشته باشد؛ و شرط داشتن هستی، هویتی است با مختصات مستقل، که کاملا" قابل شناسایی باشد. قابل شناسایی از آن جنبه که بین "او" و "من" تفاوتی احساس شود. وجود انسانی را دیگری تعریف کردن، یعنی "انکار" او.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 19:31  توسط سیاوش خدایی
|