هنر همانقدر که سکوت است فریاد است
متن زیر را برای سایت تغییر برای برابری نوشتم. قسمتهای کوتاهی از آن در وبلاگ مردان برای برابری منتشر شده بود که خود نیز بخشی از یک نوشته طولانی تر است و امیدوارم به زودی بتوانم آنرا منتشر کنم:
1
هنر می خواهد از واقعیت –که شدیداً وساطت شونده است- فرا رود. می خواهد به ذات واقعیت، به حقیقت امر واقع دست یازد. هنر بیان "عین" امر واقع نیست. حقیقتِ واقعیت، ذات بی واسطه آن است. بدین صورت هنر از واقعیت گذر کرده و بی واسطه میشود. هنر وساطت نمیشود؛ او عریان است. لباسی به تن ندارد. بنابراین او ورای معناست. فراتر از مفهوم و فرم است. هنر، خودِ بی واسطه ذات است. سکوت فریاد، و فریاد سکوتِ همپیوندی عینیت واقعیت، دهنیت آن و ذاتیت واقعیت است. همپیوندی که نامی ندارد؛ نه عینیت است و نه ذهنیت. هنر یک به ظاهر بیان، ورای صورت است. بنابراین هنر زائده ای که صورتهای واقعیت را بنمایاند نیست. فریاد "پاپ معصوم" فرانسیس بیکن، سکوت طبیعت های مونه است. او زینت گوشه دکوراسیون منازل ما نیست. حقیقتِ انسانیتِ انسان است. تحقق بی ریای درون انسان است. فریادهای نهفته در وساطت است. سکوت، نهفته در اوست. فریاد بی صدای مایکل کورلئونه است.
ادامه مطلب
