شهوت استنماء و انتخابات
و باز شهوتي ديگر و باز تخيلي؛ از آغاز اميد به توهمي خيالين. باز دلبستن به قدرتمنداني که به واسطه ي قدرتشان دور از مايند و هم به آن سبب بر مايند. و باز فريادِ خفته؛ که تا ديروز از يادها رفته بود. يادها را بايد ياد کرد. يادها را لعنت فرستيم که هرگز به ياد نمي آيند؛ و هر بار که خود يادآور ميشود، بلاهتمان توجيه اش ميکند. داوريِ يادها را بايد لعنت کرد؛ گرچه زدودن يادها سالهاست که بر خيابانهاي اين شهر حکمروايي ميکند؛ واژه ها را گردن زدند. واژه ها را بايد ياد کرد؛ شاعران شهر را بايد.... استثمار تن را بايد....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 17:2  توسط سیاوش خدایی
|
